ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )

109

فرقه هاى اسلامى ( فارسى )

نمىكند . با تعميم دادن آن اصل به بخش‌هاى ديگر آن سوره از قرآن به آسانى مىتوان روا بودن زناشويى با نوه‌هاى دخترى را استنتاج كرد « 1 » . فرقه‌اى به تمامى بىاهميت كه شايد ساخته مؤلفان كتابهاى فرق باشد به ظاهر فرقه‌اى است كه بنا به نوشتهء ناشئ از خازميان جدا شده است و ناشئ اين فرقه را بدعيه ( بدعتگذاران ) ناميده است . اينان بر پايه سوره يازدهم آيه 114 قرآن معتقد بودند كه تنها دو نماز واجب است يكى در روز و ديگرى در شب نيز گفته‌اند كه اين فرقه ذبح شرعى ماهى زنده شكار شده را روا مىدانسته‌اند « 2 » . اين اتهام كه ميمونيان سوره يوسف را جزو قرآن نمىدانسته‌اند به ندرت تأييد شده است « 3 » . شهرستانى گزارشى از مؤلفى ناشناس را درباره خازميان آورده كه آنان از داورى در باره رفتار على ( ع ) خوددارى نموده آشكارا از او تبرى نمىكردند « 4 » . درستى اين آگاهىها را بايد با احتياط نگريست زيرا كه هر نظرى مثبت نسبت به على با بنيادهاى عقيده‌هاى خارجيان سازگارى نداشته است . همچنين گزارش‌هايى درباره مجادله‌هاى كلامى در ميان خازميان وجود دارد . از جمله گويند معلوميه در ميان ايشان بر اين باورند كه هر كس خدا را با همهء نام‌هايش نمىشناسد نسبت به او نادان است ! ، ولى مجهوليه معتقد بودند كه همين قدر كه خدا را با برخى از نام‌هايش بشناسند بس است . نام‌هاى توضيح دهنده

--> ( 1 ) . همه گزارش‌ها حاكى از آنست كه عقيده‌اى كه كرابيسى به عجارديان و ميمونيان نسبت داده بر پايه آيه 23 از سوره چهارم قرآن است . ( 2 ) . مسائل » صص 69 - 70 . ( 3 ) . اشعرى ( ص 96 ) اين را به گونه گزارشى ارائه مىدهد كه به تأييد آن قادر نيست . بغدادى گزارش را به كرابيسى نسبت مىدهد ( الفرق ص 265 ) به نظر مىرسد كه اين به سبب اشتباهى است كه در خواندن متن اشعرى رخ داده و حكى لنا را حكى لنا خوانده‌اند . كرابيسى در گزارش پيشين اشعرى مورد بحث قرار گرفته بود . بنا به گفته شهرستانى ( 96 ) بلخى و اشعرى هر دو گزارش را نقل كرده‌اند اما در گزارش نشوان حميرى كه بر پايه كتاب ( الحور ص 171 ) بلخى است نيامده است . ( 4 ) . شهرستانى ص 97 [ و برائت آن حضرت تصريح نمىكند . شهرستانى ، به كوشش جلالى نايينى ص 96 . م . ]